پارساپارسا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

بره تو دلی من

پارسای مامان راه می‌ره

عزیزم اولین قدم‌هات مبارک انشاءالله همیشه قدمات در راه پیشرفت باشه امیدوارم هیچ وقت قدمهات در راه شکستن دلی نباشه امیدوارم روز به روز زندگیت بهتر از دیروز باشه دیشب رفتی پیش خاله شیدا تا من و بابا بریم واسه تولد مامان نادی خرید کنیم وقتی برگشتم دیدم خاله شیدا اینقده باهات کار کرده که عرض فرش 12 متری رو خودت قدم بر می‌داشتی چشمات رو می‌بستی و دستات رو باز می‌کردی که بتونی خودت رو کنترل کنی نیافتی   چقدر خواستنی هستی چقدر دوست داشتنی   اینقدر ذوق کرده بودم و تو سینه خودم زده بودم که قفسه سینه‌ام شب درد می‌کرد   مامانی خیلی دوستت دارم خیلی زیاد ...
29 مهر 1392

پايان 14 ماهگيت مبارك

پسرم عزيزم پايان 14 ماهگيت مبارك 14 ماهه لحظه به لحظه از بودنت لذت بردم 14 ماهه ثانيه به ثانيه پلك به پلك حواسم بهت بوده و قلبم براي تو مي‌طپه دوستت دارم عزيزكم به خاطر 14 ماه زندگي شيريني كه بهم بخشيدي ازت ممنونم ...
16 مهر 1392

شعرهایی که مامان برات می‌خونه

پارسا عزیز دردونه پارسا یکی یکدونه پارسا گل مامانه پارسا عزیز دله پارسا چراغ خونه پارسا گل گلدونه ------------ پسرم تاج سرم تو هستی پسرم عزیز دلم تو هستی پسرم عشق مامان تو هستی پسرم نفس مامان تو هستی  ---------- تازگیا علاقه‌ات رو به حموم نشون می‌دی ... تا در حمام رو می‌بینی می‌گی عموم یعنی بریم حمام اینقده می‌چسبه که نگوووووووووووو ...
15 مهر 1392

پارسای من می‌ایسته

عشق مامان نمی‌دونی چقدر لذت داره ایستادنت دیشب با بابایی دو تایی از ذوق نمی‌دونستیم چیکارت کنیم اولش تا 5 شمردیم واستادی بعد به هوای ذوق ما خودت دوست داشتی هی واستی دیگه آخرا تا 20 می‌شمردیم و تو واستاده بودی تازه اصرار هم داشتی که در حال ایستادن قر هم بدی   چند روز پیش بوسیدن رو بهت یاد دادم ... بوس انداختن رو خیلی وقته بلدی اما بلد نیستی بوس کنی نشستم بالا سر بابایی هی پیشونیش رو بوس کردم تو هی چپ چپ نگاه کردی چند بار نگاه کردی بعد خودت چهار دست و پا اومدی چلپ بابا رو بوس کردی ... نمی‌دونی بابایی چقده ذوق کرد آره مامان جونی اولین بوست مال بابات بود بعدشم من     چند روز پیش هم ما دا...
7 مهر 1392
1